رد شدن به محتوای اصلی

خبرنامه

خبرنامه


جوجه کباب

Posted: 10 Feb 2012 06:36 AM PST

جوجه کباب


مواد لازم :


سینه مرغ دو عدد (بدون فیله)


پیاز یک عدد بزرگ


فلفل دلمه ای یک عدد


روغن مایع دو قاشق غذاخوری


نمک به میزان لازم


فلفل سیاه درسته چند عدد


زعفران دم کرده به میزان لازم





طرز تهیه :


سینه مرغ را خرد می کنیم .


نحوه خرد کردن آن را میتوانید در [size=21]اینجا ملاحظه کنید.[/size]


پیاز
و فلفل دلمه را خرد می کنیم.نمک و فلفل درسته و روغن مایع و زعفران را بهش
اضافه و مخلوط می کنیم و بعد سینه ها را درون اون می ریزیم و خوب به هم
میزنیم تا مواد کاملا همه جای سینه ها را بگیره .ران مرغ را هم به همین
ترتیب میشه مزه دار کرد.فقط باید در تکه های ران با نوک کارد سوراخهائی
ایجاد کنیم که مواد بتونند به خورد گوشت برن و موقع پخت هم زمان کمتری برای
پختن لازم داشته باشه.


توجه :


به
هیچ عنوان به موادی که برای مزه دار کردن سینه یا ران مرغ هست آبلیمو
اضافه نکنید چون باعث سفتی گوشت میشه موقع کباب کردن میتونیم آبلیمو را با
برس کمی روی گوشت بزنیم که طعم خیلی خوبی پیدا می کنه. این مواد را چند
ساعت در یخچال میذاریم تا کاملا مرغ مزه دار بشه .




بعد اونها را به سیخ می کشیم بهتره که بافت تمام تکه های مرغ به یک سمت باشه تکه های کوچکتر را میذاریم برای سر سیخ .

اگر بخواهیم از سیخ های چوبی استفاده کنیم اونها را چند ساعت قبل در آب خیس می کنیم که موقع رفتن روی حرارت نسوزند.

سیخ
ها را روی تخته گوشت میذاریم و با دست روی اون را کاملا فشار میدیم که
اضافات اطرافش کاملا بیرون بزنه بعد با کمک کارد دو طرف سیخ جوجه را صاف می
کنیم که یک دست بشه مثل خط کش تکه های بریده شده را روی سیخ بین برشها
میذاریم و با کارد کمی روی اون میزنیم .این مقدار سینه ۶ تا ۷ عدد سیخ چوبی
کباب را به ما میده.




الان
آماده کباب شدن روی منقل هستند موقع کباب شدن مرتب روی اونها را با برس
کره آب شده میزنیم تا کباب بشن در صورت تمایل کمی آب لیمو تازه با برس روی
اونها میزنیم .یادم رفت از موقع کباب شدنشون عکس بگیرم .


بفرمائید جوجه های ما آماده هستند.







نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

خبرنامه

خبرنامه سخنان كوتاه و زيبا غرور بده یا خوبه ؟ وزیر اشتباهی در دولت سوئد +عکس دختران کوچک افغان - تصاویر ببر ماهي گوليات، قاتل كروكوديل + تصویر سخنان كوتاه و زيبا Posted: 12 May 2012 10:53 PM PDT سعی نكن متفاوت باشی..فقط خوب باش..خوب بودن به اندازه كافی متفاوت هست... * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * وفادارترین زن ها نه موطلایی ها هستند، نه مو خرمایی ها و نه مو مشکی ها.... بلکه مو خاکستری ها هستند چارلی چاپلین * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * مشكلات امروز تو برای امروز كافی ست، مشكلات فردا را به امروز اضافه نكن. * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * بی دلیل نیست که روی حرفمان نمی مانیم؛ما روی زمینی زندگی می کنیم که هر روز خودش را دور می زند! * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * سعدی کجایی ؟ بنی آدم ابزار یکدیگرند * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * من اناري را ميكنم دانه و به دل مي گويم كاش اين مردم دانه هاي دلشان پيدا بود!! " سهراب سپهري * * * * ...

خبرنامه

خبرنامه دانلود کتاب : ادبیات فولکلور ایران Posted: 05 Nov 2012 03:19 AM PST ادبیات فولکلور ایران ناشر: آی آر پی دی اف توضیحات: نقد و بررسی کتاب ادبیات فولکلور ایران زبان: فارسی حجم کتاب: 178 کیلوبایت تعداد صفحات: 3 نوع فایل : PDF You are subscribed to email updates from لابی ایران سوئد Iran & Sweden To stop receiving these emails, you may unsubscribe now . Email delivery powered by Google Google Inc., 20 West Kinzie, Chicago IL USA 60610

خبرنامه

خبرنامه شمس و مولانا ! ریشه نام ماشین ژاپنــی مــزدا نشان لياقت عشق جوابیه پروردگار نامزد ایرانی دريافت جايزه ادبي پوشکارت شمس و مولانا Posted: 14 Sep 2012 08:42 AM PDT شمس و مولانا می گویند:روزی مولانا ،شمس تبریزی را به خانه اش دعوت کرد. شمس به خانه ی جلال الدین رومی رفت و پس از این که وسائل پذیرایی میزبانش را مشاهده کرد از او پرسید: آیا برای من شراب فراهم نموده ای؟ مولانا حیرت زده پرسید: مگر تو شراب خوارهستی؟! شمس پاسخ داد: بلی. مولانا: ولی من از این موضوع اطلاع نداشتم!! ـ حال که فهمیدی برای من شراب مهیا کن. ـ در این موقع شب، شراب از کجا گیر بیاورم؟! ـ به یکی از خدمتکارانت بگو برود و تهیه کند. - با این کار آبرو و حیثیتم بین خدام از بین خواهد رفت. - پس خودت برو و شراب خریداری کن. - در این شهر همه مرا میشناسند، چگونه به محله نصاری نشین بروم و شراب بخرم؟! ـ اگر به من ارادت داری باید وسیله راحتی مرا هم فراهم کنی چون من شب ها بدون شراب نه میتوانم غذا بخورم، نه صحبت کنم و نه بخوابم. مولوی به دلیل ارادتی که به شمس دارد...